سلام.
بیا یه چیزی درمورد خودمون بنویسیم. میدونی .... اینکه بقیه به بقیه بیشتر اهمیت میدن تا من. ینی من یه مشکلی دارم. میدونی مهم نیست که اونا کین همشون این شکلین. درواق به بقیه بیشتر اهمیت میدن. پس ینی یه اشکالی در من هست که نمیذاره بهم اهمیت بدن. میدونی چی میتونه باشه؟
هیچ ایده ای ندارم و هرچی فکر میکنم هم هیچی به ذهنم نمیاد. واقعا ....
فقط الان دلم خیلی گرفتست. میدونی به جور بدی حس بدی دارم. میتونم برم پراپرانول بخورم ولی نمیخوام اینکارو انجام بدم. درسته ماان گفت اگه روانی ای بر داروتو بخور .... ولی من نمیخوام اینکارو انجام بدم. الان نه. شاید کمی بعد انجامش دادم. من نمیدونم کجای کارو اشتباه رفتم که همه باهام نامهربون شدن:)
دوست دارم برم یه جایی تنهایی زندگی کنم. تهنای تهنا....
وقتی مردم بقیه رو به من ترجیح میدن. من جایی تو زندگیشون ندارم. البته اشکالی نداشت اگر فقط دوست ها وادم های معمولی باشن. مثلا من از مینو که ادم غریبه ای هستش انتظاری ندارم. ولی از اون ادم های نزدیکم چرا! پس من حس میکنم اینجا جایی ندارم.
برچسب:
نویسنده: مهران مرادیان